مـــاه منــــ

نویسندگان

۲ مطلب توسط «مائده ...» ثبت شده است

میدونی چیه خیلی اهل فاز غم و غصه های الکی نیستم ولی ولی! اینبار از اون موقع هاییه که واقعن دلم گرفته دارم خفه میشم ! اونقدری که فک کنم با گریه هم درست نشه

با فاطمه اومدیم پاین و اهنگ سلام اخر رو گذاشتیم فاطمه یهو گفت الان باید بریم وبلاگت !

شاید اخرین پستیه که با هم میذاریم...

فاطمه : نه دیگه من میام خونتون با هم پست میذاریم !

من : قدمت به چشم :)

خب یه روز مونده به کنکورمون به پایان همه چی همه خاطرات همه خنده ها و گریه ها همه سختی ها و خوشی هامون همه با هم بودن هامون !

حتی دلمون واسه صدای خطاطی خانوم مظفری هم تنگ میشه !

ما لایحکی یبکی!

تو را میسپارم به رویای فردا 

زهرا : این چیه داری میزنی !؟ وا الان کجا داری مینویسی ؟ 

فاطمه : کور خانوم !

زهرا : میشه کفشمو بدی برم دستشویی !؟ البته ببخشیدا !

یه بغضی که ... هچی بگذریم

انقدر داره همه چی پشت سر هم میاد جلو چشم که حتی نمیدونم از کجا بنویسم ... 

و اهنگ سلام اخر که صد بار پلی میشود ...

منتها دیگه الان هات چاکلت نمیچسبد ...

من : یه چیزی بگو

فاطمه : انقدر زیاده که نمیدونم چی بگم

خدا حافظ ای هم نشین همیشه

و نگاه خیره ی الهه

و نگاه متعجب زهرا

+ و مجید که کنسل شد ! به نظرت فرزانه بازیگر میشه !؟؟

+ دلم میخواد امروز تموم نشه!

فاطمه : صبح جارو میکشم ! وای من دیگه کی اینجا رو جارو بکشم !؟

کلا دیگه اینجا خونه مون شده!

زهرا : مائده نمیخوای از این عکس بگیری!؟

من : زهرا خفه شو ! خفههههه !

درس نخوندیم 

به دررررررررررک !

اونقدر به درک که چشمش دراد ! درااااد !

الهه : وای کلی با خودم جنگیدم  که گریه نکنم اما نذاشتین !

وای داره تموم میشه 

باید رفت ...

فقط ون ! ون و باقالی و لبو پلو و شریف ! 

خداحافظ

چرا خداحافظ...

اونقدر هستیم که باهم باشیم :)

فاطمه : ایشالا

ساعت : 20:5

تاریخ : 7/5

خدا حافظ ای نوبهار همیشه...



مائده ...
۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۲ ۰ نظر

ماهمـ به زیر خاک و دلمـ در این ظلمت زمانه ست...


مائده ...
۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۴۶ ۰ نظر